گنجور

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد روحی لاله نوشته:

این شعر جز در موارد خاص درست نیست . اگر به کوزه مایعات خالص و کم ویسکوز پر کنیم از سوراخهای ریز آن همان مواد خالص به بیرون نفوذ می کند مانند آب خالص ، استون ، بنزین ،….. ولی اگر محلول ما ناخالصی معلق داشته باشد مانند دوغ ،کوزه دیگر دوغ تراوش نمیکند فیلتر میکند وآب ومقداری ذرات ریز حل شده را میتراود .اگر از عسل یا مربای غلیظ پرکنیم ، فوق العاده کم تراوش می کند و البته اگر کوزه را از شن پرکنیم و یا سایر جامدات ، اصلا چیزی تراوش نمیکند . جالب است افراد در اجتماع هم به همین شکل عمل می کنند . تعدادی اطلاعات و تفکرات خود را بروز نمیدهند ، تعدادی اطلاعات را هم به تناسب شرایط و خصوصیات افراد شنونده سانسور میکنند . . البته روابط انسانی از کوزه هم ، افراطی تر عمل می کند . تملق می کند ،بد گوئی و غیبت میکند ، اسرار دیگران را فاش میسازد یعنی جامدات را پس میدهد .پس عمومیت پیدا نمیکند که همواره ، کوزه محتوی خود را بیرون بدهد . انسان را اگر بخواهیم باکوزه مقایسه کنیم (که غلط است) باید انسان را کوزه متفکر و مختار بنامیم .در زمانها و مکانها و شرایط ، محتوای تراوش خود را انتخاب مینماید ،غلیظ یا رقیق ، پر یا کم رنگ ،با طعم ها و اسانسهای مختلف .
توضیح : شاید در مورد افراد عالم (و دارای تخصص) ،
بشود کوزه و تراوش آن را ( آن هم تا حدودی ) مثال زد.

محسن نوشته:

البته به نظرم «تراوش» در این رباعی معنایی گسترده و آشکار دارد و نیازی به این همه نکته‌سنجی شیمیایی نیست. اتفاقن اگر نیک بنگریم، هر یک از ما کوزه‌ای هستیم که از ظاهرمان نمی‌توان به باطن‌مان پی برد و باید تراوشی کنیم، یعنی حرفی بزنیم یا رفتاری کنیم که دیگران دریابند ما کوزۀ عسل هستیم یا شوکران.

زینب نوشته:

به نام او
سلام. به قول حاشیه قبل، نیازی به این نکته سنجی شیمیایی نیست:
دانه معنی بگیرد مرد عقل
ننگرد پیمانه را گر گشت نقل

مقصود از این مصرع (از کوزه همان برون تراود که در اوست) که به صوت مثل درآمده، ارتباط مستقیم، طبیعی و ناگزیر میان اثر و صاحب اثر، خالق و مخلوق، سازنده و ساخته شده است.
به عنوان مثال چنانکه مصرع اول بیت نیز می گوید، سخنان فرد خبر از حال درونی اش می دهد؛ همه اعمال دیگر و آثار دیگر ما نیز مصداق این حرفند. مثال دیگر در خوشنویسی است. شنیده اید که می گویند خط هر کس نشان دهنده شخصیت اوست و روانشناسان امروز برای فهم بسیاری از خصوصیات شخصیتی به امضا یا دستخط افراد می نگرند. به قول قدما:
صفای خط از صفای دل است
و بسیار مصادیق دیگر که خبر از همین امر می دهد:
از کوزه همان برون تراود که در اوست

اسدالله شفیغ نوشته:

(وان کس که مرا گفت نکو خود نیکوست)
در این مصراع واژه ” خود ” وزن شعر را شکسته است،بایست ” خویش ” بیاید تا شعر وزن خود را حفط وشیوایی مصراع حفظ گردد.
وان کس که مرا گفت نکو خویش نکوست.
با درود…

علیرصا نوشته:

آقای روحی درست می گویند اما از قدیم گفته اگد در مثل مناقشه نیست به مثل ها همانگونه بوید نگرزیست که عموم مروم به آن می نگرند البته عنصر زمان را هم باید در نظر گرفت هر چیز را که از زمان ومکان خودش دور کنی مفهومش از بین می رود. کوزه ای که شاعر مثال آورده است خاص آب بوده بعدها اشکال دیگری از آن برای چیزهای دیگر ساخته اند وشاید امروزه برای بنزین و سنگ خاک و…… ساخته باشند !!! که آن بندگان خدا نیستند که مثل خود را تغییر بدهن!

مجید عبدالحسینی نوشته:

البته از مصرع دوم می توان اینگونه برداشت کرد و به مساله بِرند سازی اشاره کرد، ادبیات ما از این دست زیاد دارد.

رستار نوشته:

سلام
کلام تو ، حال تو ، وضعیت مالی تو ، شادی یا افسردگی ، نوع نگاه تو به دیگران و جهان ، ارتباط تو چه با همسر با فرزند با همکار و …، همه اینها نتیجه درون توست نتیجه افکار و احساس توست

به نظر من همین دوبیت کافی است برای اثبات بزرگی شیخ بهایی

کانال رسمی گنجور در تلگرام