گنجور

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مرضیه - علمدار نوشته:

برای رسیدن به تو به تعداد همه ی انسانها راه است

مهدی 20 نوشته:

با عرض سلام بعید میدونم این شعر از ذهن فقیه عارفی مثل شیخ بهایی صادر شده باشه چرا که مسیرناحق هیچ وقت به حق ختم نمیشه.

ارسلان نوشته:

ضمن درود به شما عزیزان خواستم به آقای مهدی عرض کنم که این بیت زیبا از حضرت شیخ بهایی میباشد اما متاسفانه ایشان معنی میکده وجام وشراب و…. را که منظور نظر عارفان میباشد درک نکرده اند بامید روزی که همه ما از قید وبند ظاهرها آزاد شویم

شروین پاداش پور نوشته:

با سلام
به نظر من ؛ منظور”شیخ بهایی” از “میکده”و”مستی” همان میکده یا معنی همیشگی اش بوده و شیخ خواسته تشخیص حق و نا حق را به صاحبش واگذاریم .چرا که به نظر زاهد قطعا” بین میکده و حق راهی نیست و از دید عارف؛هست!

مسعود نوشته:

سلام . وقتی میریم تو بحث عرفان دیگه ظاهر کار دیگه مهم نیست مهم مفهوم شعره و هرکس به اندازه ضمی که داره برداشت میکنه از شعر خدا خیلی دور نیست از ما خیلی هم مراحل پیچیده ای نداره که بخواد بهش برسی هرجاکه یه لبخند از روی عشق دیدی هرجا که یه مهربونی دیدی هرجا که یه نیت خیر دیدی بدون خدا همونجاست یکی راه ارتباطش باخدا تو مسجده یکی تو کارشه یکی تو فکرشه یکی میخونه مثل داستان موسی و شبان پس شیخ حرف بدی نزده ولی مطمءن باشید پیام درستی را در نظر گرفته و این شعر رو گفته

علیرصا نوشته:

میکده در این جا همان خانقاه است جایی که دراویش در آن به سیر و سلوک می پردازند ولی در دید دراویش زاهد نقطه مقابل وملامتگر آنان است جایش در خانقاه نیست از این از بودن او در این مکان تعجب شده و گویی زاهد که عمری درمقابل عارف بوده واو را به داشتن این مسلک ملامت می کرده حالا به خانقاه آمده وآن می مدهوش کننده خدایی را نوشیده وچشم حقیقت باز کرده که راه های منتهی به خدا یکی نیست در این راه نباید تنگ نظری وتحجر به خرج داد و دیگران را محکوم کرد در تاریخ می خوانیم که فقها در زمانی فردی مانند ملا صدرا یا امام خمینی را محکوم به مرگ یا تخطئه کردند ولی گذشت زمان اثبات کرد که اینان بر حق بودند.در قاموس عرفا می و مستی سنبل عشق به حصرت حق است چرا که عشق به خدا انسان را نه تنها از دنیا و ما فیها که از خودش هم بیخود می کند.

شهرام بنازاده نوشته:

میکده در اینجا بیشتر منطقی است که به معنای اولیه و اصلی به کار رفته باشد نه معنوی ثانویه .
بنابراین با جناب شروین پاداش پور موافقم.
آن کلمه “هم” در مصرع آخر این احتمال را تقویت میکند

جعفر اصغری نوشته:

دوشدی گووزریم دونن گجه میخانادان
گوردووم قوجا بیر مست آغی سچمز قاردان
شرم ایله ددیم بو کوپ نءدیر چینینده
ایچ باده ددی باغیشلایان دیر یارادان

این ترجمه ترکی همین شعره تقدیم به همه ترک زبانان عزیز و مردم هنر دوست ایران عزیز . البته این ترجمه آقای علی پولاد میباشد مال من نیست

شروین پاداش پور نوشته:

سپاس از شما جناب”بنازاده” .

حسین،۱ نوشته:

اینکه صراحی در دست ، به یاد حق بنوشد ، تا به حق برسد ، جز لقلقه ی زبان چیزی هست؟
قاآنی هم لواط می کرده وگفته ازین راه به خدا می رسم.

گمنام-۱ نوشته:

آ حسین -۱
این جناب تنها نبوده است بسیاری از به اصطلاح عارفان همین راه صعب العبور را برای رسیدن به حق پیموده اند .
داستان چوب علی موجود را شنیده اید؟؟

حسین،۱ نوشته:

گمنام -۱ گرامی
چوب علی موجود؟
چگونه بوده است آن حکایت ؟

حسین،۱ نوشته:

گمنام-۱ گرامی
به اصطلاح عارفان را خوب آمدید
من ابداً به آنان که ادعای عرفان دارند اعتقاد ندارم ، این لقبی هم که دیگران به آنان می دهند ، جوگیر شدن است،
عالم هپروت و خیالبافی را عرفان نامیده اند.
به نظر من عارف آن است که شناختی واقعی از همین زندگی داشته باشد ، نه سردر گم در رویا
زنده باشید

گمنام-۱ نوشته:

آ حسین جان،
جوینده یابنده است

حسین،۱ نوشته:

گمنام - ۱ جان
جُستیم، نجُستیم
به هر حال عزیزی

کانال رسمی گنجور در تلگرام