گنجور

رباعی شمارهٔ ۱۳

 
شیخ بهایی
شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات
 

فرخنده شبی بود که آن دلبر مست

آمد ز پی غارت دل، تیغ به دست

غارت زده‌ام دید و خجل گشت، دمی

با من ز پی رفع خجالت بنشست

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ویرایش جدید ساغر