گنجور

شمارهٔ ۹

 
شیخ بهایی
شیخ بهایی » دیوان اشعار » مثنویات پراکنده
 

راه مقصد دور و پای سعی لنگ

وقت همچون خاطر ناشاد تنگ

جذبه‌ای از عشق باید، بی‌گمان

تا شود طی هم زمان و هم مکان

روز از دود دلم تاریک و تار

شب چه روز آمد ز آه شعله بار

کارم از هندوی زلفش واژگون

روز من شب شد، شبم روز از جنون

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محدث نوشته:

به به؛ بسیار زیبا و مضمونی بس حقیقت وش.
جذبه‌ای از عشق باید، بی‌گمان
تا شود طی هم زمان و هم مکان

گنجور گرامی سلام و عرض ادب
جسارتا تصویری که نهاده شده، متعلق به شیخ بهایی نیست. چه اینکه ایشان شیخ است و از غیر سادات، و از نسل مرحوم حارث همدانی یمنی؛ و قاعدتا دستار سیاه که از علامات سادات است بر سر نمی نهادند.
از این رو پیشنهاد می کنم تصویرشان حذف یا تعویض گردد.
تصویر یاد شده اگر خاطر فاتر حقیر به خطا نرود متعلق به دانشمند با معرفت عصر صفوی مرحوم میرفندرسکی استرآبادی(استاد مرحوم ملا صدرا و) دوست شیخ بهایی است که چندین سال قبل بر اثر حادثه ای در اصفهان از پشت یک گچ بری پیدا شد که گذر زمان آن را نابود نگردانده بود.
با احترام به شما و تمامی گنجوریان خوش ذوق و با صفا
یا علی

کانال رسمی گنجور در تلگرام