گنجور

شمارهٔ ۲

 
شیخ بهایی
شیخ بهایی » دیوان اشعار » مثنویات پراکنده
 

از سمور و حریر بیزارم

باز میل قلندری دارم

تکیه بر بستر منقش، بس

بر تنم، نقش بوریاست هوس

چند باشم مورع‌الخاطر

ز استر و اسب و مهتر و قاطر

تا کی از دست ساربان نالم

که بود نام او گم از عالم

چند گویم ز خیمه و الجوق

چند بینم کجاوه و صندوق

گر نباشد اطاق و فرش حریر

کنج مسجد خوش است، کهنه حصیر

گر مزعفر مرا رود از یاد

سر نان جوین سلامت باد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حسین بیدگلی نوشته:

به لذتبخش ترین خواب آدمیزاد که در بستری از پوست حیوانی به نام سمور است خواب سمور می گویند .

بعضی بر این عقیده هستند که انسان مومن قبل از مرگ به خوابی میرود به نام خواب سمور در این خواب از مراحل چگونه مردن خود لذت می برد.

امین کیخا نوشته:

سمور به مناسبت داشتن پوستی در نهایت نرمی و به رنگ های چند رنگ در تابستان سپید و در زمستان سیاه معروف و خنیده است و البته در میان پارسیان از جانوران بافرین و مبارک است زیرا با کمک ژوژک یعنی خارپشت و نیز خدنگ به ستیز ماران دیوزاد میرفته است و افریدهای أهورا را پاس میداده است . در شعر نظامی گنجه ای به عنوان نرمی مثل اورده شده است

کانال رسمی گنجور در تلگرام