گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰

 
شیخ بهایی
شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مقصود و مراد کون دیدیم

میدان هوس، به پی دویدیم

هر پایه کزان بلندتر بود

از بخشش حق، بدان رسیدیم

چون بوقلمون، به صد طریقت

بر اوج هوای دل، تپیدیم

رخ بر رخ دلبران نهادیم

لحن خوش مطربان شنیدیم

در باغ جمال ماهرویان

ریحان و گل و بنفشه چیدیم

چون ملک بقا نشد میسر

زان جمله، طمع از آن بریدیم

وز دانهٔ شغل باز جستیم

وز دام عمل، برون جهیدیم

رفتیم به کعبهٔ مبارک

در حضرت مصطفی رسیدیم

جستیم هزار گونه تدبیر

تا تیغ اجل، سپر ندیدیم

کردیم به جان و دل تلافی

چون دعوت «ارجعی» شنیدیم

بیهوده صداع خود ندادیم

تسلیم شدیم و وارهیدیم

باشد که چه بعد ما عزیزی

گوید چه به مشهدش رسیدیم:

ایام وفا نکرد با کس

در گنبد او نوشته دیدیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام