گنجور

غزل شمارهٔ ۱۹

 
شیخ بهایی
شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به شهر عافیت، مأوی ندارم

بغیر از کوی حرمان، جا ندارم

من از پروانه دارم چشم تحسین

ز عشاق دگر، پروا ندارم

بهشتم می‌دهد رضوان به طاعت

سر و سامان این سودا ندارم

بهائی جوید از من زهد و تقوی

سخن کوتاه، من اینها ندارم

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام