گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴

 
شیخ بهایی
شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات
 

الهی الهی، به حق پیمبر

الهی الهی، به ساقی کوثر

الهی الهی، به صدق خدیجه

الهی الهی، به زهرای اطهر

الهی الهی، به سبطین احمد

الهی، به شبیر الهی! به شبر

الهی به عابد! الهی به باقر

الهی به موسی، الهی به جعفر

الهی الهی، به شاه خراسان

خراسان چه باشد! به آن شاه کشور

شنیدم که می‌گفت زاری، غریبی

طواف رضا، چون شد او را میسر:

من اینجا غریب و تو شاه غریبان

به حال غریب خود، از لطف بنگر

الهی به حق تقی و به علمش

الهی به حق نقی و به عسکر

الهی الهی، به مهدی هادی

که او مؤمنان راست هادی و رهبر

که بر حال زار بهائی نظر کن!

به حق امامان معصوم، یکسر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کاظم نوشته:

با سلام و احترام فراوان
بنده فکر می کنم بیت سوم مصرع دوم اینگونه باشد : « الهی ، به شیر الهی ! به شبر »
با تشکر از شما

میثم نوشته:

شعر بسیار زیبایی بود

امین کیخا نوشته:

شبیر نام پوران هارون است و نامی است که پیامبر ، ختمی مرتبت بر حسن و حسین و محسن نهاد

رضا نوشته:

الهی به شیر الهی به شیبر!

امید نوشته:

شبیر نام امام حسین و شبر نام امام حسن در تورات است

کانال رسمی گنجور در تلگرام