گنجور

غزل شمارهٔ ۱

 
باباافضل کاشانی
باباافضل کاشانی » غزلیات
 

ای پریشان کرده عمدا، زلف عنبربیز را

بر دل من دشنه داده غمزهٔ خونریز را

شد فروزان آتش سودایت اندر جان و دل

درفکن در جام بی رنگ، آب رنگ آمیز را

می پیاپی، بی محابا ده، میندیش از حریف

یاد می‌دار این دو بیت گفتهٔ دست آویز را

گر حریفی از دمادم سر بپیجاند رواست

بر کف من نه، که پور زال به شبدیز را

جان من می را و قالب خاک را و دل تو را

وین سر طناز پر وسواس تیغ تیز را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منابع باباافضل | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حامد میساقی مکوند نوشته:

کوتاه بودن این غزل ومطلب را رساندن یک حسن است و همچنین دارای قافیه های تقریبا قافلگیرکننده می باشد مانند عنبربیز

امین کیخا نوشته:

درود به مکوند

امین کیخا نوشته:

عنبر پارسی است و نگارش ان انبر است اما چون با انبر که نوعی گازانبر است غلت می شود همان نگارش با عین ان را هنوز بکار می برند

امین کیخا نوشته:

دمادم اسم است نه ستا( صفت) اینجا و ان گونه ای باده نوشی است که باده را اشام اشام و جرعه جرعه می گسارند

امین کیخا نوشته:

بر کف من نه که پوهر زال به شبدیز را
یعنی چنانچه شبدیز اسب نژاده نامدار ایرانی شایسته رستم است جام می هم در کف من مانند شبدیز به زیر رستم است
چامه گو بازی نغزی هم کرده و ان اینکه شبدیز نام اسب خسرو پرویز بوده است و سیاه بوده نه رستم که اسب سپیدی داشته است رخش نام
اگر تاویل و زند بنویسیم بر ان باید گفت بابا افضل می گوید چنانچه این شبدیز ان رخش نیست این باده هم ان باده نیست !

کانال رسمی گنجور در تلگرام