گنجور

حکایت ملاقات کردن حضرت عیسی با یحیی علیه السلام

 
عطار
عطار » وصلت نامه
 

در خبر دیدم که یحیی دائماً

بود درخوف خدا او قائماً

روز و شب در گریه و زاری بد او

دائماً در ساز هشیاری بد او

از میانخلق بیرون رفته بود

بر سر که پارهٔ بنشسته بود

دائماً در خوف بودی آن امام

بر سر کوهش بدی دائم مقام

ناگهی عیسی رسید آنجا ز راه

دید یحیی را میان سوز و آه

آه می‌کرد و بزاری می‌گریست

هر زمان از خوف حق چون مرده زیست

گفت عیسی رحمت حق را ببین

چند گرئی ای نبی راه بین

گفت یحیی که تو قهرش را نگر

چند باشی ایمن ای صاحب نظر

عیسیش گفتا که رحمت سابق است

حق تعالی گفت این خود واقف است

گفت یحیی گر بیاید جبرئیل

این زمان گوید مرا از این دلیل

نه رجادانم نه خوف از این نشان

بگذر از خوف و نگردر بی‌نشان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

یا من سبقت رحمته غضبه

کانال رسمی گنجور در تلگرام