گنجور

در بیان صبر

 
عطار
عطار » پندنامه
 

تا شوی در روزگار از صابران

رو مکن از دیدن سختی گران

روی خود گر ترش سازی از بلا

خویش را از صابران مشمار هلا

در بلا وقتی که صابر نیستی

نزد اهل صدق شاکر نیستی

بی شکایت صبر تو باشد جمیل

با کسی کم کن شکایت ای خلیل

گر نباشد فخر از درویشیت

کی باهل فقر باشد خویشیت

گر همه جنبش بفرمان باشدت

حرمت از خدمت فراوان باشدت

بنده از خدمت بعقبی می‌رسد

لیکن از حرمت بمولی می‌رسد

حرمتت در خدمت آرام دلست

هر که خدمت کرد مرد مقبلست

گر نگردی ای پسر گرد خلاف

آنگهی زیبد ترا در صبر لاف

گر همی داری فرح را انتظار

در بلا نبود بصیرت هیچ کار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حسین - سپاس نوشته:

در بیت آخر نباید فرج به جای فرح باشد ؟

کانال رسمی گنجور در تلگرام