گنجور

در بیان چارچیز که آدمی را شکست آرد

 
عطار
عطار » پندنامه
 

آدمی را چارچیز آرد شکست

با تو گویم گوش دارای حق پرست

دشمن بسیار و وام بی شمار

شغل بی حد و عیال با قطار

وای مسکین که غرق وام شد

هر دمی از غصه خون آشام شد

هر کرا بسیار باشد دشمنش

خیره گردد هر دو چشم روشنش

هر کرا اشغال بسیارش بود

در زمانه زار بیکارش بود

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ویرایش جدید ساغر