گنجور

در صفت مجاهد نفس

 
عطار
عطار » پندنامه
 

نفس نتوان گشت الا با سه چیز

چون بگویم یاد گیرش ای عزیز

خنجر خاموشی و شمشیر جوع

نیزهٔ تنهایی و ترک هجوع

هرکه را نبود مرتب این سلاح

نفس او هرگز نمی‌یابد فلاح

چونکه دل بی یاد اللهت بود

دیو ملعون یار همراهت بود

اهل دنیا را چو دیوار آیدش

لقمهای چرب و شیرین بایدش

هر که او دربند سیم و زر شود

در عقوبت عاقبت مضطر شود

آنکه بهر آخرت کارش بود

از خدا تشریف بسیارش بود

مال دنیا خاکساران را دهند

آخرت پرهیزکاران را دهند

هست شیطان ای برادر دشمنت

غل آتش خواهد اندر گردنت

مدبری کور و بدنیا آورد

بهره کی از عالم عقبی برد

ای پسر با یاد حق مشغول باش

وز خلایق دور همچو غول باش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مهدی کشاورز نوشته:

مدبری کو رو بدنیا آورد

کانال رسمی گنجور در تلگرام