گنجور

رسیدن سالک با پرده اول

 
عطار
عطار » اشترنامه
 

میبرید او راه خود در پرده باز

تا مگر پیدا شود در پرده راز

اولین پرده ز نور تاب دید

چون نظر کرد اندران پرتاب دید

بود نوری شعله زن در پرده در

گر نبینی آن تو باشی پرده در

بود نوری سبز با او تاب دار

در صفت مانند حوضی آب دار

گفت ای استاد ای تو پرده در

چیست با من تو بیان کن این خبر

گفت ای مسکین مترس و اندر آی

تا ترا بر فرق افتد نور ورای

چند ترسان باشی و بیخود شوی

نیک میبین تا نباشی در بدی

خود مبین تا این همه کم گرددت

قطره دریا بهم کم گرددت

در سلوک آتش طبعی ممان

سرّ ما را هم ز ما تو بازدان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام