گنجور

بردن صبا نامۀ گل به پیش بلبل و نیاز بلبل بحضرت گل

 
عطار
عطار » نزهت الاحباب
 

چون صبا بشنید آن گفتار او

کرد تحسین بر چنان اشعار او

گفت ای گل راست گفتی این سخن

هست گفتار تو چون در عدن

شد منور از تو باغ و بوستان

بی‌جمال تو مبادا گلستان

پارهٔ زر در دهان گل نهاد

لاله آمد پیش و در پایش فتاد

لؤلؤ افشان کرد بر فرقش سحاب

کین غزل خوش گفتی ای در خوشاب

چون بگفت این بیتها را در صبوح

با صبا گفتا مرا در تن چو روح

این غزل را نزد آن دیوانه بر

که تو از عشق جمالم درگذر

تا نفرمایم ریاحین را به تیغ

سر ببرند از تو ایشان بی دریغ

این همه شور و شر و غوغات چیست

وین همه فریاد تو از بهر کیست

من ز تو بیزارم و آواز تو

من نخواهم شد دمی همراز تو

پادشاهی نیستی یا سروری

خواجهٔ یا مال و ملک و زیوری

تو گدائی عشق باشه باختن

جوز بر گنبد بود انداختن

لقمهٔ خود تا نماند در گلوت

ور نه آید سنگ خذلان برسبوت

گفت بسیاری از اینها با صبا

چون رسی پیشش بگو این ماجرا

گفت فرمان ترا من چاکرم

هرچه گوئی جمله پیش او برم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام