گنجور

حکایت

 
عطار
عطار » نزهت الاحباب
 

آن شنیدی گفت پیری با پسر

کای پسر از کاردنیا الحذر

خدمت یزدان خود کن روز و شب

تا شود از خار تو پیدا رطب

آینهٔ جان را مصفا کن بذکر

کلّ مصنوعات را می‌بین بفکر

در طریقت چون زدی دم ای فقیر

هر که را بینی فتاده دستگیر

گریه و زاری مکن بر مردگان

کین گناهست نزد حق ای کاردان

گر توانی بهر ایشان خیر کن

اندرین معنی که گفتم سیر کن

بوستان و گلستان را گل نماند

این همه ازوی بماند و او نماند

عمر اصحاب عزا بسیار باد

خاطر غمخوارگانش شاد باد

این بگفت آمد بزیر از شاخسار

نزد بلبل شد گرفتش در کنار

دل دهی دادش که مگری بیش ازین

او برحمت باد از جان آفرین

هر که آنجا بود از پیر و جوان

هر کسی گشتند از سوئی روان

ماند بلبل با دلی پر داغ و درد

روز چندی ناله و فریاد کرد

در فراق یار خود جان را بداد

رفت سوی عالم معنی چو باد

ما دگر خواهیم رفت از این جهان

کس نماند در زمانه جاودان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محسن... نوشته:

عشق را گر زین سر و گر زان سر است
عاقبت ما را بدان شه رهبر است

کانال رسمی گنجور در تلگرام