گنجور

الحکایة و التمثیل

 
عطار
عطار » مصیبت نامه » بخش هشتم
 

بود مردی چست خوش خوش نام او

حق تعالی کرده نامش دام او

گر کسی در جانش آتش میزدی

او نرنجیدی و خوش خوش میزدی

خانهٔ بودش فرو افتاد پاک

ماند فرزند و زنش در زیر خاک

ایستاده بود خوش خوش برکنار

وانگهی میگفت خوش خوش اینت کار

چون همه چیزی ز پیشان دید او

قول خوش خوش گفتن آسان دید او

گر چو خوش خوش خوش نبینی هر چه هست

خوش خوشی در ناخوشی افتی بشست

گر شود همچون زمین پست آسمان

تو خوشی خود طلب کن از میان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام