گنجور

الحکایة و التمثیل

 
عطار
عطار » مصیبت نامه » بخش چهلم
 

آن یکی اعرابئی از عشق مست

حلقهٔ کعبه درآورده بدست

زار میگفت ای خدای ذوالعلو

کردم آن خویش من آن تو کو

گر بحج فرمودیم حج کرده شد

آنچه فرمودی بجای آورده شد

ور مرا در عرفه بایست ایستاد

ایستادم دادم از احرام داد

سعی آوردم بقربان آمدم

رمی را حای بفرمان آمدم

ور طواف و عمره گوئی شد تمام

خود دگر از من چه آید والسلام

از در خود بی نصیبم می مدار

آن من بگذشت آن خود بیار

خالقا آنچ از من آمد کرده شد

عمر رفت و نیک یابد کرده شد

چند مشتی خاک را دلریش تو

خون دود از رگ که آرد پیش تو

گر جهانی طاعت آرم پیش باز

تو زجمله بی نیازی بی نیاز

ور بود نقدم جهانی پرگناه

تو از آن مستغنئی ای پادشاه

چون بعلت نیست نیکوئی ز تو

بد نبیند هیچ بدگوئی زتو

آنچه توفیق توام از بحر جود

شد مدد گر آمد از من در وجود

این دم اکنون منتظر بنشستهام

دل ندارم زانکه در تو بستهام

بادرت افتاد کارم این زمان

هیچ در دیگر ندارم این زمان

تو چنین انگار کاین دم آمدم

گرچه بس دیر آمدم هم آمدم

چون بعلت نیست از تو هیچ کار

عفو کن بیعلتی ای کردگار

گرچه کفر من گناه من بسست

عین عفوت عذرخواه من بسست

گر مرا یک ذره دولت میدهی

پس بده چون نه بعلت میدهی

خشک شد یارب ز یاربهای من

در غم تر دامنی لبهای من

میروم گمراه ره نایافته

دل چو دیوان جز سیه نایافته

ره نمایم باش و دیوانم بشوی

وز دو عالم تختهٔ‌جانم بشوی

بی نهایت درد دل دارم ز تو

جان اگر دارم خجل دارم ز تو

عمر در اندوه تو بردم بسر

کاشکی بودیم صد عمر دگر

تادر اندوهت بسر میبردمی

هر زمان دردی دگر میبردمی

ماندهام از دست خود در صد زحیر

دست من ای دستگیر من تو گیر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام