گنجور

الحکایة و التمثیل

 
عطار
عطار » مصیبت نامه » بخش چهلم
 

خطبهٔ در نعت و توحید خدای

کرده بود انشا بزرگی رهنمای

سجع بود آن خطبه رنجی برده بود

پیش شیخ کرکان آورده بود

چون بخواند آن خطبه را در پیش او

خواست تحسین طبع دوراندیش او

شیخ گفتا بر دلم صد غم نهاد

آن دل بیکارکاین برهم نهاد

هر که دل زندهست در سودای دین

نبودش بی هیچ شک پروای این

یک نشان مرد بیکار این بود

شغل مشغولان پندار این بود

مرد را آن خطبه بر دل سرد شد

خجلتش آورد و رویش زرد شد

حال من با این کتاب اینست و بس

حجت بیکاری دینست و بس

چند گوی آخر ای دل تن بزن

نفس را خاموش کن گردن بزن

چند شعر چون شکر گوئی تو خوش

همچو بادامی زفان در کام کش

پنبه را یکبارگی برکش ز گوش

در دهن نه محکم و بنشین خموش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رسته نوشته:

بیت : ۶
غلط: ابن
درست : ؟

پاسخ: با تشکر، با «این» جایگزین شد.

علی نوشته:

در بیت ۹ کلمه گوی ظاهراً باید گویی باشد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام