گنجور

الحکایة ‌و التمثیل

 
عطار
عطار » مصیبت نامه » بخش سی و هفتم
 

کرد محمود از برای احترام

یک شبی آزاد بسیاری غلام

گفت خواهی ای ایاز اینجایگاه

تاکند آزادت امشب پادشاه

دست زد در زلف ایاز ماهروی

حلقهٔ بگرفته از زنجیر موی

گفت اگر مردی چه باشی غرقهٔ تو

جانت را آزاد کن زین حلقه تو

ای شده زلف مرا حلقه بگوش

خویش را آزاد کن چندین مکوش

شیوهٔ معشوق خون خوردن بود

وین ز فرط دوستی کردن بود

دوستی باشد همه در پوستش

دوست دارد آنکه داری دوستش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام