گنجور

الحکایة و التمثیل

 
عطار
عطار » مصیبت نامه » بخش سیهم
 

گشت لیلی پیش از مجنون هلاک

بود غایب آن زمان مجنون پاک

عاقبت مجنون چو با آنجا رسید

آنچه نتوانست دید آنجا شنید

آن یکی گفت ای دلت پر شور او

خیز تا با تو نمایم گور او

گفت حاجت نیست این با من مگوی

زانکه من آن خاک بشناسم ببوی

این بگفت و راه گورستان گرفت

نعره زن شد شیوهٔ مستان گرفت

خاک میبوئید و در ره میشتافت

تا که گور لیلی آخر باز یافت

ماتم آن ماه را تاوان بداد

ساعتی بی خود شد آخر جان بداد

چون بپاکی زو برآمد جان پاک

در بر اودفن کردندش بخاک

زنده او از عشق جانان بود و بس

لاجرم بی او فرو رفتش نفس

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام