گنجور

الحکایة و التمثیل

 
عطار
عطار » مصیبت نامه » بخش سیهم
 

ناقلی در پیش آن شیخ کبیر

گفت هر روزی یکی داننده پیر

میکند ختمی و در عمری دراز

کار او انیست گفتم با تو باز

شیخ گفتش زان همه قرآن دمی

دامنش نگرفت یک آیت همی

گر گرفتی آیتی زان دامنش

نیستی پروای خواندن چون منش

درد او گر دامنت گیرد دمی

رستگاری یابی از عالم همی

بوی این درد از دل سرمست تو

گر توانی برد بردی دست تو

عاشقان این درد از راه دراز

میشناسند ای عجب از بوی باز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام