گنجور

الحکایة و التمثیل

 
عطار
عطار » مصیبت نامه » بخش سوم
 

در رهی میرفت محمود از پگاه

در میان راه خلقی دید شاه

آن یکی را زار میآویختند

سرنگون از دار میآویختند

چون نظر افتاد بر وی شاه را

خواست او مر عزم کردن راه را

مرد حالی بانگ زد از زیر دار

گفت میبینند خلقم ده هزار

هم تو میبینی مرا ای دادگر

نیست فرقی زین نظر تا آن نظر

چون نظر از پادشاه آید پدید

نیست ممکن گر گناه آید پدید

آن سخن محمود را دلشاد کرد

لاجرم دادش دیت و آزاد کرد

چون کشنده گشت فارغ از گناه

دست محکم کرد در فتراک شاه

شاه گفتش چون برستی از خطر

پای در ره نه چه میخواهی دگر

گفت من زینجا کجادانم شدن

یک زمان دور از تو نتوانم شدن

گفت ای احمق ترا با من چکار

گفت من خود با تودارم کار وبار

زانکه من آزاد کرد خسروم

از کرم تو دادهٔ جانی نوم

از خودم گر دور گردانی بزور

زنده انگارم که در کردی بگور

ورنه گرمی دی بگو بخشیدهٔ خون

تادر آویزند از دارم نگون

هرکه شد آزاد کرد خاص تو

بد نبیند نیز از اخلاص تو

من کنون آزاد کرد این درم

تا که جان دارم از این درنگذرم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام