گنجور

الحکایة و التمثیل

 
عطار
عطار » مصیبت نامه » بخش بیست و یکم
 

بود بهلول از شراب عشق مست

بر سر راهی مگر بر پل نشست

میگذشت آنجایگه هارون مگر

او خوشی میبود پیش افکنده سر

گفت هارونش که ای بهلول مست

خیز از اینجا چون توان بر پل نشست

گفت این با خویشتن گو ای امیر

تا چرا بر پل بماندی جای گیر

جملهٔ دنیا پلست و قنطرهست

بر پُلت بنگر که چندین منظرهست

گر بسی بر پل کنی ایوان و در

هست آبی زان سوی پل سر بسر

گردنت را خانه بر پل چیست غل

کی شود با مگر این بیرون بپل

تا توانی زیر پل ساکن مباش

چون شکست آورد پل ایمن مباش

از مجره آسمان دارد شکست

زودبگذر تا نگردی پست پست

گنبدی بشکسته تو بنشسته زیر

آمدستی گوئیا از جانت سیر

گنبد بشکسته چون زیر اوفتد

کی جهد کس گر خود او شیر اوفتد

مرگ از پیش و تو از پس میروی

بهر مرداری چو کرکس میروی

پاک شو از جیفهٔ دنیا تمام

ورنه چون مردار میمانی بدام

زانکه هر چیزی که سودای تو است

چون بمردی نقد فردای تو است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رسته نوشته:

بیت: ۳
غلط: هاورنش
درست : هارونش

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام