گنجور

الحکایة و التمثیل

 
عطار
عطار » مصیبت نامه » بخش نوزدهم
 

در حرم بادی مگر میجسته بود

شیخ نصرآباد خوش بنشسته بود

جملهٔ استار کعبه در هوا

خوش همی جنبید از باد صبا

شیخ را خوش آمد آن از جای جست

درگرفت آن دامن پرده بدست

گفت ای رعنا عروس سر فراز

در میان مکه بنشسته بناز

جلوه داده چون عروسی خویش را

کرده بیجان عالمی درویش را

صد جهان مردم چو حیرانی ز تو

گشته هر زیر مغیلانی ز تو

عاشقی را هر نفس بندی کنی

کشته چندین جلوه تا چندی کنی

این تفاخر وین تکبر تا بکی

ای میان تو تهی پر تا بکی

گر ترا یکبار بیتی گفت یار

گفت یا عبدی مرا هفتاد بار

هرکه در سر محبت بنده شد

تا ابد هم محرم و هم زنده شد

سر او برتافت از پیشان کار

دوستانرادر ربود از نور و نار

تا ز دوزخ فرد و آزاد آمدند

بی بهشت عدن دلشاد آمدند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام