گنجور

الحکایة و التمثیل

 
عطار
عطار » مصیبت نامه » بخش هجدهم
 

جاهلی میگفت احنف را متاب

گر یکی گوئی تو ده گویم جواب

احنفش گفتا تو گر گوئی دهم

من یکی باتو نگویم این بهم

خلق نبود این که تا یابی خبر

از فروتر کس شوی زیر و زبر

چون حقارت بر نتابی از حقیر

چون کشی پس کبریای آن کبیر

خلق چیست ز خلق خون نوشیدن است

باز ناپوشیدن و کوشیدن است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام