گنجور

الحکایة و التمثیل

 
عطار
عطار » مصیبت نامه » بخش هفدهم
 

خواجهٔ میرفت سر افراخته

بود در ره مبرزی پرداخته

بینی آنجا باستین محکم گرفت

دامن دراعه را در هم گرفت

بود مجنونی مگر در پیش راه

گفت بینی می مگیر اینجایگاه

کاین نجاست زود زود ای بیخبر

پیش تو آرند وگویندت بخور

میمگیر امروز ازو بینی فراز

زانکه این هم خوش خوری فردا بناز

آنچه فردا قوت عشرت باشدت

زو چرا امروز نفرت باشدت

ای میان خون و خلط آغشتگان

معدهٔ خود کرده گور کشتگان

گاه همچون سگ زهم می بردرند

گه چو گرگان میکشند ومیخورند

نعمتی طاهر نجاست میکنند

وانگهی عزم ریاست میکنند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام