گنجور

الحکایة و التمثیل

 
عطار
عطار » مصیبت نامه » بخش شانزدهم
 

عیسی مریم بخواب افتاده بود

نیم خشتی زیر سر بنهاده بود

چون گشاد از خواب خوش عیسی نظر

دید ابلیس لعین را بر زبر

گفت ای معلون چرا استادهٔ

گفت خشتم زیر سر بنهادهٔ

جملهٔ دنیا چو اقطاع منست

هست آن خشت آن من این روشنست

تا تصرف میکنی در ملک من

خویش را آوردهٔ در سلک من

عیسی آن از زیر سر پرتاب کرد

روی را برخاک عزم خواب کرد

چون فکند آن نیم خشت ابلیس گفت

من کنون رفتم تو اکنون خوش بخفت

چون پس خشت لحد خواهی فتاد

خشت بر خشتی چرا خواهی نهاد

چون گل از خونابهٔ دل میکنی

از پی دنیا چرا گل میکنی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام