گنجور

الحکایة و التمثیل

 
عطار
عطار » مصیبت نامه » بخش دوازدهم
 

داشت اندر خانه اسحق ندیم

بندهٔ در خدمت او مستقیم

دایماً هر روز پیش از آفتاب

میکشیدی تا بشب از دجله آب

چون نمیشد تشنگی و آب کم

مینزد یک دم غلام از کار دم

دید روزی خواجه او را بیقرار

فارغ از خلق و شده مشغول کار

خواجه گفتش کیف عیشک ای غلام

گفت کاری سخت دارم بر دوام

در میان دو بلا افتادهام

سرنگون در زیر پا افتادهام

هست از یک سویم آبی بی قیاس

وز دگر سو تشنگان ناسپاس

دجله را خالی بکردن روی نیست

تشنه را سیری سر یک موی نیست

در میان دجله و تشنه مدام

ماندهام درآمد و شد والسلام

در میان دین و دنیا ماندهام

گه بمعنی گه بدعوا ماندهام

نه ز دینم میرسد بوئی تمام

نه دمی دنیام میگیرد نظام

من نه این نه آن ز راه افتاده باز

خردغل باری گران راهی دراز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام