گنجور

الحکایة و التمثیل

 
عطار
عطار » مصیبت نامه » بخش دوازدهم
 

پادشاهی دختری دلبند داشت

هر دو عالم وقف یک یک بند داشت

هر سر موئیش خونی کرده بود

سرکشان را سرنگونی کرده بود

عاشقی آتش فشانش اوفتاد

شور در دریای جانش اوفتاد

بیقراری کرد در جانش قرار

از میان خلق آمد با کنار

عاقبت چون طاقت او طاق شد

پیش آن مه پارهٔ آفاق شد

فرصتی جست وز عشق جان خویش

شمهٔ برگفت با جانان خویش

گفت اگر نبود وصالت رهبرم

میندانم تا که جان آنگه برم

دخترش گفتا اگر میبایدت

کزوصال من دری بگشایدت

یک جوال ارزنم در ره بریخت

نه بقصدی بود خود ناگه بریخت

سوزنی برگیر و یک یک دانه پاک

از سر سوزن همه برچین ز خاک

چون جوال این شیوه پرارزن کنی

بامن آنگه دست در گردن کنی

مرد عاشق سالها با سوزنی

برنچیدست ای عجب یک ارزنی

گر نکرد از سوزن ارزن در جوال

درجوالش کرد آن زن از محال

وی عجب این مرد با سوزن بدست

جان بخواهدداد و جای آنش هست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

مفهوم مردعاشق سالهاباسوزنی برنچیدهستای عجب یک ارزنی یا چرا نتوانسته حتی یک ارزن با سوزن جمع کند

ناشناس نوشته:

زیرا با سوزن امکان جمع کردن ارزن وجود ندارد ازاینرو در بیت بعد نیز به محال بودن این امر و فریب خوردگی این فرد توسط دختر اشاره می نماید.
در جوال کردن کسی به معنی فریب خوردگی است

کانال رسمی گنجور در تلگرام