گنجور

الحکایة و التمثیل

 
عطار
عطار » مصیبت نامه » بخش یازدهم
 

مرغکی بانگی زد و لختی بجست

سر بجنبانید و بر شاخی نشست

چون سلیمان بانگ آن مرغک شنود

گفت میدانید تا او را چه بود

میکندبرشاخ از دنیا گله

زار میگرید که چند از مشغله

کز همه دنیای عالم سوز من

نیم خرما خوردهام امروز من

خاک بر دنیا که سودا میدهد

چون منی را نیم خرما میدهد

چون زدنیا نیم خرما میبسست

هرکه کرمان ملک خواهد ناکسست

هرکه او از دار دنیا پاک شد

نور مطلق گشت اگرچه خاک شد

هرکه او دنیای دون را کم گرفت

همچو صبح از صدق خود عالم گرفت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رسته نوشته:

بیت: ۸

غلط: دو

درست: دون

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام