گنجور

الحکایة و التمثیل

 
عطار
عطار » مصیبت نامه » بخش دهم
 

گرم شد یک روز شیخ با یزید

گفت اگر خواهد خداوند مجید

مدت هفتاد سالم را شمار

من ازو خواهم شمار ده هزار

زانکه سالی ده هزارست از عدد

تا الست ربکم گفتست احد

جمله را در شور آورد از الست

وز بلی شان جز بلا نامد بدست

هر بلا کان در زمین وآسمانست

از بلی گفتن نشان دوستانست

بعد از آن گفتا که میآید خطاب

کاین سخن چون گفته شد بشنو جواب

هفت اندامت کنم روز شمار

جزو جزو و ذره ذره چون غبار

پس بهر یک ذره دیدارت دهم

در خور هر دیدهٔ بارت دهم

ده هزاران ساله را نقد شمار

گویمت اینک نهادم در کنار

تا بهر یک ذره کاری میکنی

این چنین کن گر شماری میکنی

هرکرا آن آفتاب اینجا بتافت

آنچه آنجا وعده بود اینجا بیافت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام