گنجور

فی الحکایة و التمثیل

 
عطار
عطار » مصیبت نامه » آغاز کتاب
 

بود درعهد عمر مردی قوی

چون ادا کردی نماز معنوی

خلق را در پیش خود بنشاندی

شعر درمحراب خوش میخواندی

خواندن اشعار او بعد از نماز

منکران گفتند با فاروق باز

گفت پیش او بریدم این زمان

پیش او بردندش آخر مردمان

چون عمر را دید مرد از جای جست

دست او بگرفت و در پیشش نشست

گفت فاروقش که تو بعد از نماز

شعر خوانی شعرهای دلنواز

گفت چیزی می درآید غیبیم

همچنان میخوانم از بی عیبیم

گفت برخوان مرد شعر آغاز کرد

مرغ دل فاروق را پرواز کرد

شعر او در ذم نفس خویش بود

حکمت باریک و دور اندیش بود

سخت دلخوش شد ز شعر او عمر

حفظ کرد و باز میگفت آنقدر

گفت این شعرم که برخواندی تمام

هم عمر این شعر میگوید مدام

شعر چون اینست تا بتوانیش

جهد باید کرد تا میخوانیش

شعر نیک و بد تو از خود میکنی

نیک اگر بد میکنی بد میکنی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام