باب پنجم: در بیان توحید به زبان تفرید
شماره ۱: ماییم که نیست غیر ما، اینْت کمال
شماره ۲: چون ما به وجود خود هویدا باشیم
شماره ۳: ما را باشی بهْ که هوا را باشی
شماره ۴: عمرت که میان جان و تن گرداند
شماره ۵: با خویش همیشه عشقِ خود میبازیم
شماره ۶: از عالمِ بیچون به سکون باید شد
شماره ۷: ماییم که جز درگهِ ما درگه نیست
شماره ۸: ای آن که بلی گوی الست از مایی
شماره ۹: آن چیز کزو عالم و آدم بینم
شماره ۱۰: ماییم که با ما نبود هیچ روا
شماره ۱۱: با اینهمه اختلاف و تمییز که هست
شماره ۱۲: بس سرکش را کز سر مویی کُشتم
شماره ۱۳: گر هست دلی، ز عشق، دیوانه به است

