گنجور

باب چهل و دوم: در صفت دردمندی عاشق

 
عطار
عطار » مختارنامه » باب چهل و دوم: در صفت دردمندی عاشق
 

شماره ۱: خونِ من خاکی که بریزد آخر

شماره ۲: بی چهرۀ تو چشم کرادارم من

شماره ۳: تاکی بی تو زاری پیوست کنم

شماره ۴: خواهم که همی عاشق رویت میرم

شماره ۵: گاه از غم تو مست و خرابم بینی

شماره ۶: جانا! تو کجائی که نیازم بینی

شماره ۷: در عشق تو راه این دل غافل گم کرد

شماره ۸: در عشق تو من گرد جنون میگردم

شماره ۹: در عشقِ تو رسوای جهان آمدهایم

شماره ۱۰: جان سوخته پای بست آمد بی تو

شماره ۱۱: ای شمع چگل! تاتو برفتی ز برم

شماره ۱۲: در عشقِ تو برخویشتنم فرمان نیست

شماره ۱۳: جانا! دل من زیر و زبر خواهد شد

شماره ۱۴: تا کی طلبم ز هر کسی پیوستت

شماره ۱۵: جان گِردِ تو از میان جان میگردد

شماره ۱۶: خود را ز تو بیگناه مینتوان داشت

شماره ۱۷: مهری که ز تو در دل من بنهفته است

شماره ۱۸: تا عشق نشست ناگهی در سر من

شماره ۱۹: بی عشق نفس زدن حرام است مرا

شماره ۲۰: عمری به هوس در تک و تاز آمد دل

شماره ۲۱: گر دل گویم به پای غم پست افتاد

شماره ۲۲: زانگه که دلم بر آن سمن بر بگذشت

شماره ۲۳: چون درد و دریغ از دل ریشم بنشد

شماره ۲۴: ماهی که به حسن، عالم آرای افتاد