گنجور

باب سی و سوم: در شکر نمودن از معشوق

 
عطار
عطار » مختارنامه » باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق
 

شماره ۱: خورشید رخت ملک جهان میبخشد

شماره ۲: ای هر نفسی جلوهگری افزونت

شماره ۳: از بس که شکر فشاند عشق تونخست

شماره ۴: گاهی به سخن قوت روانم بخشی

شماره ۵: ای خوش دلی هر دو جهانم غم تو

شماره ۶: در هر چیزی که بود دل بستگیم

شماره ۷: یک ذرّه ز عشق تو به صحرا آمد

شماره ۸: در هر چیزی ترا جمالی دگرست

شماره ۹: سرگشتۀ تست، نُه فلک، میدانی

شماره ۱۰: ای یاد تو آب زندگانی جان را

شماره ۱۱: با جان چه کنم که عشق تو جانم بس

شماره ۱۲: چون روی تو مینبینم ای شمع طراز

شماره ۱۳: هر شب که نیاوری شبیخون غمت

شماره ۱۴: من عاشق روی تو ز دیری گاهم

شماره ۱۵: درد تو که در دلم به جای جان بود

شماره ۱۶: گر ماه نه زیر میغ میداشتیی

شماره ۱۷: رنج تو به صد گنج مسلم ندهم

شماره ۱۸: پیوسته به جان و تن ترا خواهم خواست

شماره ۱۹: ای بس که دلم بر در تو خون بگریست

شماره ۲۰: دلها که به جمع آرزوی تو کنند

شماره ۲۱: جانم، ز میان جان، وفای تو کند

شماره ۲۲: چندان که دلم سوی تو بشتابد باز

شماره ۲۳: دیرست که سودای تو در سر دارم

شماره ۲۴: ای قاعدۀ عشق تو جان افزایی

شماره ۲۵: در عشق تو جان قویم میباید

شماره ۲۶: گه جان مرا غرق ملاهی میدار

شماره ۲۷: از بس که شدم ز عشق تو دور اندیش

شماره ۲۸: کو هیچ رهی که پیش آن سدّی نیست

شماره ۲۹: از خود برهان مرا که بس ممتحنم

شماره ۳۰: عشقت ز ابد تا به ازل میبینم

شماره ۳۱: در عشق تو اسبِ جان بسر خواهم تاخت

شماره ۳۲: گه در عشقت بی سر و پا میسوزیم

شماره ۳۳: افتان خیزان در ره تو میپوییم

شماره ۳۴: بی روی تو چشم بر چه خواهم انداخت

شماره ۳۵: دوش آمد و گفت اگر دل ما داری

شماره ۳۶: ای بی سر و بن گشته جهانی از تو

شماره ۳۷: گه پیش تو چون قلم بسر میآییم

شماره ۳۸: جانا ز غم عشق تو سرگردانم

شماره ۳۹: در درد خودم چو چرخ سرگردان کن

شماره ۴۰: سر با تو ببازم، کلِه من اینست

شماره ۴۱: در راه تو، دل واقعۀ مشکل خواست

شماره ۴۲: هم بی دو جهان تویی و هم در دو جهان

شماره ۴۳: هر روز مرا با تو حسابی دگرست

شماره ۴۴: جانا! جانم ز قعر دریای حضور

شماره ۴۵: سر در سر سودای تو خواهم کردن

شماره ۴۶: گر من نه چنین عاشق و شوریدهامی

شماره ۴۷: تاکی باشم بستۀ هستی بی تو

شماره ۴۸: دل را ز غمت بی سر و پا میدارم

شماره ۴۹: هرگه که میخوری خروشی بزنی

شماره ۵۰: جانا! همه راه، بر زبانم بودی