گنجور

باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق

 
عطار
عطار » مختارنامه » باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق
 

شماره ۱: جانی دارم عاشق و شوریده و مست

شماره ۲: جز تشنگی تو هوسم مینکند

شماره ۳: نه دل دارم نه چشم ره بین چکنم

شماره ۴: امروز منم وصل به هجران داده

شماره ۵: جسمی است هزار چشمه خون زاده درو

شماره ۶: چون کس بنداند آنچه من دانم ازو

شماره ۷: من این دل بسته را کجا خواهم برد

شماره ۸: چون مرغ دلم به دام هستی در شد

شماره ۹: نه بستۀ پیوند توانم بودن

شماره ۱۰: ما هر ساعت ذخیرۀ جان بنهیم

شماره ۱۱: جان تشنگی همه جهان میآرد

شماره ۱۲: جانا! جانی عاشق روی تو مراست

شماره ۱۳: در هر دو جهان گر آرزویی جویم

شماره ۱۴: در پرده درونِ دل ریشت بینم

شماره ۱۵: از چشم خوشت بسی شکایت دارم

شماره ۱۶: جانا! مددی به عمر کوتاهم ده

شماره ۱۷: تن زیر امانت تو خاکِ در شد

شماره ۱۸: بی چهرۀ تو در نظری نتوان دید

شماره ۱۹: هم بادیۀ عشق تو بی پایان است

شماره ۲۰: در عشق تو دل زیر و زبر باید برد

شماره ۲۱: جان پیش تو بر میان کمر خواهم داشت

شماره ۲۲: گر دیده به تو راه توانستی کرد

شماره ۲۳: کو پای که از دست تو بگریختمی

شماره ۲۴: چون درد ترا من به دعا میطلبم

شماره ۲۵: یا در پیشم چو شمع بنشان و بکش

شماره ۲۶: از خود خبرم ده که ز خود بیخبرم

شماره ۲۷: خورشید رخ تو در نظر خواهم داشت

شماره ۲۸: چون من به تو در همه جهانم زنده

شماره ۲۹: جان رسته ازین قالب صد لون به است

شماره ۳۰: چون دل غم تو به جان توانست کشید

شماره ۳۱: در عشق تو از بس که جنون آرم من

شماره ۳۲: گه پیش در تو در سجود آمدهام

شماره ۳۳: کو کوی تو تا به فرق بشتافتمی

شماره ۳۴: جانا چو نه پنهان و نه پیدا باشی

شماره ۳۵: نه غیر تو را با تو اثر میبینم

شماره ۳۶: در بند نیم ز هیچ کس میدانی

شماره ۳۷: چون راه تو را هیچ سر و پایان نیست

شماره ۳۸: گر دل خواهی بیا و بپذیر و بگیر

شماره ۳۹: تا جاندارم گردِ تو میخواهم تاخت

شماره ۴۰: ما نقطۀ جان وقف بلای تو کنیم

شماره ۴۱: قومی که به هم میبنشینند ترا

شماره ۴۲: چون نعره زنان قصد به کوی تو کنیم

شماره ۴۳: عاشق که همه جهان به روی تو بداد

شماره ۴۴: با عشق تو ملک جاودان میچکنم

شماره ۴۵: شوقی که مرا در طلب روی تو خاست

شماره ۴۶: از عشق تو روی بر زمینم بنشین

شماره ۴۷: نادیده ترا دیدۀ من دل برخاست

شماره ۴۸: ای تیرگی زلف توام دین افروز

شماره ۴۹: گفتم به بر سوختۀ خویش آیی

شماره ۵۰: ای لعل توام به حکم ایمان داده

شماره ۵۱: آن غم که ز تو بر دل پرخون منست

شماره ۵۲: در عشق تو نیم ذرّه سرگردانی

شماره ۵۳: در عشق تو عقل با جنون خواهم کرد

شماره ۵۴: تا بتوانم ازان جمال اندیشم

شماره ۵۵: بی روی تو یک لحظه نمیشاید زیست

شماره ۵۶: ای بس که به هر تکی دویدم بی تو

شماره ۵۷: جانا ز ره دراز میآیم من

شماره ۵۸: در عشق تو کارم به هوس برناید

شماره ۵۹: با عشق تو دست در کمر خواهم کرد

شماره ۶۰: گه نعره زن قلندرت خواهم بود

شماره ۶۱: چون عاشق روی تو شدم اینم بس

شماره ۶۲: عمری دل من غرقۀ خون بی تو بزیست

شماره ۶۳: چون هست همه به روی تو آرزویم

شماره ۶۴: از عشقِ تو در جهان عَلَم خواهم شد

شماره ۶۵: در کوی تو چون میگذرم، اینت عجب

شماره ۶۶: چندان که ترا حجاب میخواهد بود

شماره ۶۷: تا یک نفسی دسترسم میماند

شماره ۶۸: با روی تو ماه را منوّر ننهم

شماره ۶۹: دیرست که در کوی تو دارم گذری

شماره ۷۰: ما درد تو را به جای درمان داریم