گنجور

باب بیست و ششم: در صفت گریستن

 
عطار
عطار » مختارنامه » باب بیست و ششم: در صفت گریستن
 

شماره ۱: چون جان دلم ز سیر،‌چون برق شدند

شماره ۲: در عشق مرا چه کار با پردۀ راز

شماره ۳: دریای دلم گرچه بسی میآشفت

شماره ۴: خون دل من که هر دم افزون گردد

شماره ۵: شب نیست که خون از دل غمناک نریخت

شماره ۶: این شیوه مصیبت که مرا اکنون است

شماره ۷: گر دل بشناختی که من کیستمی

شماره ۸: گر جان گویم جای خرابش بنماند

شماره ۹: هر شب چو غمی ز چشم من خون ریزد

شماره ۱۰: چون دریائی کنار من از جا خاست

شماره ۱۱: هر چند که پشت و روی دارم کاری

شماره ۱۲: گفتم ای چشم خواب میباید برد

شماره ۱۳: آن دل که نشان غمگساری میجست

شماره ۱۴: ای دل هر دم دست به خون نتوان برد

شماره ۱۵: ای دل ز هوای عشق کیفر میبر

شماره ۱۶: هر سیل که از خون جگر خواهد خاست

شماره ۱۷: خونی که مرا در دل و جان اکنون هست

شماره ۱۸: یک همنفسی کو که برو گریم من

شماره ۱۹: گفتم:‌دل من که خانۀ جان اینست

شماره ۲۰: از شرم رخت سرخی گل میبشود

شماره ۲۱: ای عشق توأم در تک و تاب افکنده

شماره ۲۲: تا کی ریزم ز چشمِ خون پالا اشک

شماره ۲۳: چون دردِ دلم تو میپسندی بسیار

شماره ۲۴: تا جان دارم حلقِ من و خنجر تو

شماره ۲۵: ای از رخ چون گلت گلابِ دیده

شماره ۲۶: چون چشم به یارِ سیم تن میافتد

شماره ۲۷: تن خاک نشین چشم یار آمده گیر

شماره ۲۸: جانا!‌غم تو با تن چون مویم داشت

شماره ۲۹: چون شمع، ز بس سوز، خور و خوابم شد

شماره ۳۰: تا کی ز تو روی بر زمین باید داشت

شماره ۳۱: بس سیل که خاست هر نفس چشمم را

شماره ۳۲: زان روی که در روی تو چشمم نگریست

شماره ۳۳: آن ماه، مرا چو خاک در کوی افکند

شماره ۳۴: چون ایندل غم کشم وطن در خون دید

شماره ۳۵: روزی که دل شکسته پیش تو کشم

شماره ۳۶: با دل گفتم بسی زیان میبینم

شماره ۳۷: از گریۀ خود بسی نکویی دارم

شماره ۳۸: شبرنگ خطت که رام افسونم بود

شماره ۳۹: از رشک تو، کاغذین کنم پیراهن

شماره ۴۰: چون هر مویم نوحه گر آید بی تو

شماره ۴۱: دل را که شد از یک نظر دیده خراب

شماره ۴۲: اول دل من، عشق رخت در جان داشت

شماره ۴۳: گر دل نه چنین عاشق شیدا بودی

شماره ۴۴: خونی که من از دیده به در میریزم

شماره ۴۵: آن دل که دمی بی تو سر جانش نبود

شماره ۴۶: گرچه غمم از گریستن بیرونست

شماره ۴۷: چون با غم تو دل مرا تاب نماند