گنجور

باب دهم: در معانی مختلف که تعلّق به روح دارد

 
عطار
عطار » مختارنامه » باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد
 

شماره ۱: ای بلبلِ روح مبتلا ماندهای

شماره ۲: ای روح! تویی به عقل موصوف آخر

شماره ۳: ای مرغ عجب! ستارگان چینۀ تست

شماره ۴: گه در غم روزگار و گه در قهری

شماره ۵: ای جان! چو تو از عالم بیچون آیی

شماره ۶: ای روح! درین عالم غربت چونی

شماره ۷: ای باز خرد! مباش گمراه آخر

شماره ۸: ای جانِ شریف! ترک این دنیی گیر

شماره ۹: ای بلبل روح چند باشی مگسی

شماره ۱۰: بر جان و تنِ بیش بها میگریم

شماره ۱۱: با ما بنشین که هر دو همدم بودیم

شماره ۱۲: دل را که هزار باره در خون کشمش

شماره ۱۳: ای آن که به قدر برتر از افلاکی

شماره ۱۴: ای آن که در این ره صفتاندیش نهای

شماره ۱۵: چیزی که توئی زین تن مسکین تو نهای

شماره ۱۶: بندیش که بر زمین نهای آن که تویی

شماره ۱۷: ای وهم و خیال و حسِّ تو رهزن تو

شماره ۱۸: آن ذات که جسم و جوهرش اسم بود

شماره ۱۹: گر مرغِ دلت کارِ روش ساز کند

شماره ۲۰: ای بس که فلک در صف انجم گردد

شماره ۲۱: جانی که به نورِ حق ندارد امّید

شماره ۲۲: جانی که نهفت زنگ دنیی او را

شماره ۲۳: هر دیده که راه بینشانی نشناخت

شماره ۲۴: گر نفس تو بسملی شود تا دانی

شماره ۲۵: سِرّی که به تو رسد ز خود پنهان دار

شماره ۲۶: در هر دو جهان هر چه عجب داشتهای

شماره ۲۷: پنهان گهریست در پسِ پردۀ راز

شماره ۲۸: از پردۀ خود برون شدن عین خطاست

شماره ۲۹: هر چند که کارهای تو بسیاریست

شماره ۳۰: هر جان که ز حق حمایتی افتادهست

شماره ۳۱: آنجا که فروغ عالم جان بینی

شماره ۳۲: چون آینه پشت و رو شود یکسانت

شماره ۳۳: هر راز که هم پردۀ جان تو شود

شماره ۳۴: تن از پی کارِ خویش سرگردان است

شماره ۳۵: کردم ورقِ وجودِّ تو با تو بیان

شماره ۳۶: هر سر که درین هر دو جهان داشتهاند

شماره ۳۷: گاه از غم اودست ز جان میشویی

شماره ۳۸: ای از تن منقلب گذر ناکرده

شماره ۳۹: خوش باش که دل تمام میباز رهد

شماره ۴۰: دانی تو که مرگ چیست از تن رستن

شماره ۴۱: مرگ است خلاص عالم فانی را

شماره ۴۲: یک یک نفست زمان تو خواهد بود

شماره ۴۳: چون اصلِ اصول هست در نقطۀ جان

شماره ۴۴: تا مرغ دلم شیوۀ دمساز شناخت