گنجور

مختارنامه

 
عطار
عطار » مختارنامه
 

مقدمه

باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه

باب دوم: در نعت سیدالمرسلین صلّی اللّه علیه و سلّم

باب سوم: در فضیلت صحابه رضی الله عنهم اجمعین

باب چهارم: در معانی که تعلّق به توحید دارد

باب پنجم: در بیان توحید به زبان تفرید

باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید

باب هفتم: در بیان آنکه آنچه نه قدم است همه محو عدم است

باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا

باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی

باب دهم: در معانی مختلف که تعلّق به روح دارد

باب یازدهم: در آنکه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان

باب دوازدهم: در شکایت از نفس خود

باب سیزدهم: در ذمِّ مردمِ ب‍یحوصله و معانی که تعلّق به

باب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شکایت از روزگار غدّار

باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم

باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن

باب هفدهم: در بیان خاصیت خموشی گزیدن

باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در کار تمام بودن

باب نوزدهم: در ترک تفرقه گفتن و جمعیت جستن

باب بیستم: در ذُلّ و بار کشیدن و یکرنگی گزیدن

باب بیست و یکم: در کار با حق گذاشتن و همه از او دیدن

باب بیست و دوم: در روی به آخرت آوردن و ترک دنیا کردن

باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر

باب بیست و چهارم: در آنکه مرگ لازم و روی زمین خاک رفتگان است

باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان

باب بیست و ششم: در صفت گریستن

باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن

باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن

باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق

باب سی‌ام: در فراغت نمودن از معشوق

باب سی و یکم: در آنکه وصل معشوق به کس نرسد

باب سی و دوم: در شکایت کردن از معشوق

باب سی و سوم: در شکر نمودن از معشوق

باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق

باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق

باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق

باب سی و هفتم: در صفت خط و خال معشوق

باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق

باب سی و نهم: در صفتِ میان و قدِ معشوق

باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق

باب چهل و یکم: در صفت بیچارگی عاشق

باب چهل و دوم: در صفت دردمندی عاشق

باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق

باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات

باب چهل و پنجم: در معانیی که تعلق به گل دارد

باب چهل و ششم: در معانیی که تعلّق به صبح دارد

باب چهل و هفتم: در معانیی که تعلق به شمع دارد

باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع

باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه

باب پنجاهم: در ختم کتاب