گنجور

مادری که بر خاک دختر می‌گریست

 
عطار
عطار » منطق‌الطیر » بیان وادی حیرت
 

مادری بر خاک دختر می‌گریست

راه بینی سوی آن زن بنگریست

گفت این زن برد از مردان سبق

زانک چون ما نیست و می‌داند به حق

کز کدامین گم شده ماندست دور

وز که افتادست زین سان نا صبور

فرخ او چون حال می‌داند که چیست

داند او تا بر که می‌باید گریست

مشکل آمد قصهٔ این غم زده

روز و شب بنشسته‌ام ماتم زده

نه مرا معلوم تا در درد کار

بر که می‌گریم چو باران زار زار

من نه آگاهم چنین گریان شده

کز که دور افتاده‌ام حیران شده

این زن از چون من هزاران گوی برد

زانکه از گم گشتهٔ خود بوی برد

من نبردم بوی و این حسرت مرا

خون بریخت و کشت در حیرت مرا

در چنین منزل که شد دل ناپدید

بل که هم شد نیز منزل ناپدید

ریسمان عقل را سر گم شدست

خانهٔ پندار را در گم شدست

هرکه او آنجا رسد سرگم کند

چار حد خویش را در گم کند

گر کسی اینجا رهی دریافتی

سر کل در یک نفس دریافتی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علیرضا نوشته:

چارحد به معنی چهارجهت جغرافیاییست و تمامت و همگی چیزی

کانال رسمی گنجور در تلگرام