گنجور

بیان وادی فقر

 
عطار
عطار » منطق‌الطیر » بیان وادی فقر
 

بعد ازین وادی فقرست و فنا

کی بود اینجا سخن گفتن روا

عین وادی فراموشی بود

لنگی و کری و بیهوشی بود

صد هزاران سایهٔ جاوید تو

گم شده بینی ز یک خورشید تو

بحرکلی چون بجنبش کرد رای

نقشها بر بحر کی ماند بجای

هر دو عالم نقش آن دریاست بس

هرک گوید نیست این سوداست بس

هرک در دریای کل گم بوده شد

دایما گم بودهٔ آسوده شد

دل درین دریای پر آسودگی

می‌نیابد هیچ جز گم بودگی

گر ازین گم بودگی بازش دهند

صنع بین گردد، بسی رازش دهند

سالکان پخته و مردان مرد

چون فرو رفتند در میدان درد

گم شدن اول قدم، زین پس چه بود

لاجرم دیگر قدم را کس نبود

چون همه در گام اول گم شدند

تو جمادی گیر اگر مردم شدند

عود و هیزم چون به آتش در شوند

هر دو بر یک جای خاکستر شودند

این به صورت هر دو یکسان باشدت

در صفت فرق فراوان باشدت

گر پلیدی گم شود در بحر کل

در صفات خود فروماند بذل

لیک اگر پاکی درین دریا بود

او چون بود در میان زیبا بود

نبود او و او بود، چون باشد این

از خیال عقل بیرون باشد این

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امیر نوشته:

در بیت ما قبل آخر، کتابت صحیح چنین است:
“او چو نبود در میان زیبا بود”

امیر نوشته:

در مصراع دوم بیت دوازدهم “شوند” صحیح است.

\امد نوشته:

در بیت ما قبل آخر، درستش چنین است:
“او چو نبود در میان زیبا بود”

حامد نوشته:

سه بیت آخر اشتباه نوشته شده و دو مصراع حذف شده است. درست آن اینچنین است:

لیک گر پاکی درین دریا شود
از وجود خویش ناپیدا شود

جنبش او جنبش دریا بود
او چو نبود در میان زیبا بود

نبود او و او بود چون باشد این
از خیال عقل بیرون باشد این

ولگرد نوشته:

مصرع چهارم “گنگی و کری و بیهوشی بود” صحیح است.

فرهاد نوشته:

هو

بیت چهارم مصرع اول بحر. کلی. باید فاصله باشد
بحر کلی صحیح است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام