گنجور

حکایت مستی که مست دیگر را بر مستی ملامت میکرد

 
عطار
عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان
 

بود مستی سخت لایعقل، خراب

آب کارش برده کلی کار آب

درد وصاف از بس که در هم خورده بود

از خرابی پا و سر گم کرده بود

هوشیاری را گرفت از وی ملال

پس نشاند آن مست را اندر جوال

برگرفتش تا برد با جای خویش

آمدش مستی دگر در راه پیش

مست دیگر هر زمان با هر کسی

می‌شد و می کرد بد مستی بسی

مست اول، آنک بود اندر جوال

چون بدید آن مست را بس تیره حال

گفت ای مدبر دو کم بایست خورد

تا چو من می‌رفتی و آزاد و فرد

آن او می‌دید، آن خویش نه

هست حال ما همه زین بیش نه

عیب بین زانی که تو عاشق نه

لاجرم این شیوه را لایق نه

گر ز عشق اندک اثر می‌دیدیی

عیبها جمله هنر می‌دیدیی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امیر نوشته:

در بیت دوم کتابت صحیح “درد و صاف” است.

ردیف در بیت نهم “نه ای” صحیح است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام