گنجور

گفتار نایبی در دم مرگ

 
عطار
عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان
 

نایبی را چون اجل آمد فراز

زو یکی پرسید کای در عین راز

حال تو چونست وقت پیچ پیچ

گفت حالم می‌بنتوان گفت هیچ

بار پیمودم همه عمرتمام

عاقبت با خاک رفتم والسلام

نیست درمان مرگ را جز مرگ بوی

ریختن دارد بزاری برگ و روی

ما همه از بهر مردن زاده‌ایم

جان نخواهد ماند و دل بنهاده‌ایم

آنک عالم داشت در زیر نگین

این زمان شد توتیا زیرزمین

وانک در چرخ فلک خون ریز بود

گشت در خاک لحد ناچیز زود

جملهٔ زیرزمین پرخفته‌اند

بلک خفته این هم آشفته‌اند

مرگ بنگر تا چه راهی مشکل است

کاندرین ره گورش اول منزل است

گر بود از تلخی مرگت خبر

جان شیرینت شود زیر و زبر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام