گنجور

حکایت غافلی که از ابلیس گله داشت

 
عطار
عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان
 

غافلی شد پیش آن صاحب چله

کرد از ابلیس بسیاری گله

گفت ابلیسم زد از تلبیس راه

کرد دین بر من به طراری تباه

مرد گفتش ای جوانمرد عزیز

آمده بد پیش ازین ابلیس نیز

مشتکی بود از تو و آزرده بود

خاک از ظلم تو بر سر کرده بود

گفت دنیا جمله اقطاع منست

مرد من نیست آنک دنیا دشمنست

تو بگو او را که عزم راه کن

دست از دنیای من کوتاه کن

من به دینش می‌کنم آهنگ سخت

زانک در دنیای من زد چنگ سخت

هرک بیرون شد ز اقطاعم تمام

نیست با او هیچ کارم والسلام

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام