گنجور

حکایت صوفی و انگبین فروش

 
عطار
عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان
 

صوفیی می‌رفت در بغداد زود

در میان راه آوازی شنود

کان یکی گفت انگبین دارم بسی

می‌فروشم سخت ارزان، کو کسی

شیخ صوفی گفت ای مرد صبود

می‌دهی هیچی به هیچی، گفت دور

تو مگر دیوانه‌ای ای بوالهوس

کس به هیچی کی دهد چیزی به کس

هاتفی گفتش که‌ای صوفی درآی

یک دکان زینجا که هستی برترآی

تا به هیچی ما همه چیزت دهیم

ور دگر خواهی بسی نیزت دهیم

هست رحمت آفتابی تافته

جملهٔ ذرات را دریافته

رحمت او بین که با پیغامبری

در عتاب آمد برای کافری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امیر نوشته:

در بیت سوم “صبور” صحیح است.

در بیت آخر “پیغمبری” صحیح است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام