گنجور

سال پیری راهبر از روحانیانی که نقد از هم می‌ربودند

 
عطار
عطار » منطق‌الطیر » فی‌وصف حاله
 

در رهی می‌رفت پیری راهبر

دید از روحانیان خلقی مگر

بود نقدی سخت رایج در میان

می‌ربودند آن ز هم روحانیان

پیر کرد آن قوم را حالی سؤال

گفت چیست این نقد برگویید حال

مرغ روحانیش گفت ای پیرراه

دردمندی می‌گذشت این جایگاه

برکشید آهی ز دل پاک و برفت

ریخت اشک گرم بر خاک و برفت

ما کنون آن اشک گرم و آه سرد

می‌بریم از یک دگر در راه درد

یا رب اشک و آه بسیاریم هست

گر ندارم هیچ این باریم هست

چون روایی دارد آنجا اشک راه

بنده دارد این متاع آن جایگاه

پاک کن از آه صحن جان من

پس بشوی از اشک من دیوان من

می‌روم گم راه، ره نایافته

دل چو دیوان جز سیه نایافته

ره نمایم باش و دیوانم بشوی

از دو عالم تختهٔ جانم بشوی

بی‌نهایت درد دل دارم ز تو

جان اگر دارم خجل دارم ز تو

عمر در اندوه تو بردم به سر

کاشکی بودیم صد عمر دگر

تا در اندوهت به سر می‌بردمی

هر زمان دردی دگر می‌بردمی

مانده‌ام از دست خود در صد ز حیر

دست من ای دست گیر من تو گیر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

در عنوان ـ سال ـ به ـ سؤال ـ تبدیل شود.

مرتضی نوشته:

در عنوان “سال” به “سؤال” تبدیل شود. (همچنین در فهرست “فی‌وصف حاله”)

امیر نوشته:

در بیت چهارم “مرد روحانی” صحیح تر از “مرغ روحانی” به نظر میرسد. لطفا در صورت دسترسی به نسخ چاپی بررسی بفرمایید.

امیر نوشته:

در بیت آخر کتابت “زحیر” تصحیح شود.

کانال رسمی گنجور در تلگرام