گنجور

گفتار شبلی که پس از مردن به خواب جوانمردی آمد

 
عطار
عطار » منطق‌الطیر » فی‌وصف حاله
 

چون بشد شبلی ازین جای خراب

بعد از آن دیدش جوامردی به خواب

گفت حق با تو چه کرد ای نیک بخت

گفت ؛ چون شد در حسابم کار سخت

چون مرا بس خویشتن دشمن بدید

ضعف و نومیدی و عجز من بدید

رحمتش آمد بدان بیچارگیم

پس ببخشود از کرم یک بارگیم

خالقا بیچارهٔ راهم ترا

همچو موری لنگ در چاهم ترا

من نمی‌دانم که من اهل چه‌ام

یا کجاام یا کدامم یا که‌ام

بی‌تنی بی‌دولتی بی‌حاصلی

بی‌نوایی بی‌قراری بی‌دلی

عمر در خون جگر بگداخته

بهرهٔ از عمر ناپرداخته

هر چه کرده جمله تاوان آمده

جان به لب عمرم به پایان آمده

دل ز دستم رفته و دین گم شده

صورتم نامانده معنی گم شده

من نه کافر نه مسلمان مانده

در میان هر دو حیران مانده

نه مسلمانم نه کافر، چون کنم

مانده سرگردان و مضطر، چون کنم

در دری تنگم گرفتارآمده

روی در دیوار پندار آمده

بر من بیچاره این در برگشای

وین ز راه افتاده را راهی نمای

بنده را گر نیست زاد راه هیچ

می‌نیاساید ز اشک و آه هیچ

هم توانی سوخت از آهش گناه

هم ز اشکش شست دیوان سیاه

هر که دریاهای اشکش حاصل است

گو بیا کو درخور این منزل است

وانک او را دیدهٔ خون بار نیست

گو برو کو را بر ما کار نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امیر نوشته:

در بیت اول “جوانمردی” صحیح است.

امیر نوشته:

در بیت هشتم “بهره ای” صحیح است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام