گنجور

المقالة الخامسة

 
عطار
عطار » الهی نامه » بخش پنجم
 

دوُم فرزند آمد با پدر گفت

که من در جادوئی خواهم گهر سفت

ز عالم جادوئی می‌خواهدم دل

مرا گر جادوئی آید به حاصل

تماشا می‌کنم در هر دیاری

بشادی می‌زیم بر هر کناری

گهی در صلح باشم گاه در حرب

بوَد جولانگه، من شرق تا غرب

زمانی خویشتن را مرغ سازم

زمانی همچو مردم سرفرازم

زمانی کوه گیرم چون پلنگان

زمانی بحر شورم چون نهنگان

همه صاحب جمالان را به بینم

درون پرده با هر یک نشینم

بهر چیزی که باید راه یابم

ز ماهی حکمِ خود تا ماه یابم

درین منصب تأمّل کن نکو تو

ازین خوشتر کرا باشد بگو تو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام