گنجور

(۵) حکایت مرد خاک بیز

 
عطار
عطار » الهی نامه » بخش پایانی
 

چنین گفت آن یکی با خاک بیزی

که می‌آید شگفتم ازتو چیزی

که گم ناکرده می‌جوئی تو عاجز

نیابی چیزِ گم ناکرده هرگز

عجبتر، گفت، زین چیزی دگر هست

که گم ناکردهٔ گر ندهدم دست

بغایت می برنجم وین شگفتی

بسی بیشست ازان اوّل که گفتی

نه بتوان یافت نه گم می‌توان کرد

نه خاموشی رهست و نه بیان کرد

غرض آنست زین تا تو نباشی

نه این باشی نه آن هر دو تو باشی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام